محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

747

تاريخ الطبرى ( فارسي )

فيروزى يافتند . » و در مقابله دو گروه جنگ قراقر بود ، و جنگ انحناى ذو قار بود ، و جنگ انحناى قراقر بود و جنگ حبابات بود ، و جنگ ذو العجرم بود و جنگ غدوان بود ، و جنگ بطحاى ذو قار بود كه همه در اطراف دشت ذو قار بود . از ابو عبيده معمر بن مثنى روايت كرده‌اند كه سبب جنگ ذو قار آن بود كه نعمان بن منذر لخمى عدى بن زيد عبادى را بكشت و عدى از ترجمانان خسرو پرويز پسر هرمز بود . دربارهء سبب اين حادثه از هشام بن محمد كلبى روايت كنند كه زيد بن حماد بن زيد بن ايوب بن محروف بن عامر بن عصيه بن امرؤ القيس بن زيد مناة بن تميم سه پسر آورد : عدى شاعر كه نكو منظر و شاعر و سخنور بود و كتب عربان و پارسيان خوانده بود ، و عمار و عمرو . سه برادر يك برادر مادرى داشتند كه عدى پسر حنظله بود و از طايفهء طى بود . و عمار به نزد خسرو بود . و يكى از سه برادر خواستار هلاك عدى بن زيد بود و ديگرى پابند دين نصارى بود و هر سه با خسروان بودند و نان و حكومت از آنها داشتند و تيول مىگرفتند . و چون منذر به پادشاهى رسيد ، پسر خويش نعمان را به عدى سپرد و آنها بودند كه به رضاع وى پرداختند و قوم بنى مرينا تربيت او كردند ، بنى مرينا به حيره مقر داشتند و نسب به لخم مىبردند و بزرگان بودند و منذر بن منذر بجز نعمان ده پسر داشت و همه پسران وى را روشنان گفتند از آن رو كه نكو منظر بودند و اعشى شعرى بدين مضمون دارد : « پسران منذر كه روشنانند . » « صبحگاهان با شمشير در حيره روند » و نعمان سرخ و پيس و كوتاه قد بود و مادرش سلمى دختر وائل بن عطية ريخته گر از اهل فدك بود ، و مادرش زن حارث بن حصن بن ضمضم بن عدى بن جناب